تاريخ : شنبه پنجم اسفند 1391 | 9:39 | نویسنده : محسن
بُعد چهارم در قرآن*

افقی تازه از نگرش انسان به حیات در بعد چهارم



در طول این چند سال  ، از هیچ مطلبی به اندازه این  لذت نبردم

مطمئنم با مطالعه این مطلب دیدگاه شما به خلقت انسان ، خداوند، جهان آخرت و ... وسیعتر خواهد شد.

مطالعه عمیق این ایمیل را تمامی شما بزرگواران توسعه می کنم.

باور بفرمائید این ایمیل ارزش چندین بار مطالعه را دارد.

انتظار داریم در انتشار آن کوشا باشیم.


دانلود مستقیم  

http://s1.picofile.com/file/7555103866/4th_dimension_in_quran_shamimvasl.ppsx.html


محاسبات ریاضی در قرآن +تصاویر

دانلود

دانلود

نظریه ابعاد از دید قرآن

ﺑﻌﺪ ﭼﻬﺎرم و ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻣﺮﺑﻮط در ﻗﺮآن * ﻛﻨﻴﻢ، ﻳﻚ ﻓﻀﺎي ﺧﻤﻴﺪه

 


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 | 17:21 | نویسنده : محسن

Butterfly effect

 

In chaos theory, the butterfly effect is the sensitive dependency on initial conditions in which a small change at one place in a deterministic nonlinear system can result in large differences in a later state

 

اثر پروانه‌ای نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط  اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم  آشوب‌ناک چون جو سیارهٔ زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید  (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود.

ایده‌ٔ این‌که پروانه‌ای می‌تواند  باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام آوای تندر اثر  ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقاله‌ای از ادوارد  لورنتس به وجود آمد. وی در صد و سی و نهمین اجلاس ای‌ای‌ای‌اس در سال ۱۹۷۲ مقاله‌ای  با این عنوان ارائه داد که «آیا بال‌زدن پروانه‌ای در برزیل می‌تواند باعث ایجاد  تندباد در تکزاس شود؟»

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 13:35 | نویسنده : محسن

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اين خود ما هستيم كه از طريق بسياري از اعمالي كه انجام مي دهيم يا انديشه هايي كه مي كنيم و حرف هايي كه بر زبان مي آوريم ، مجازاتها و تنبيهات خود را تعيين و مشخص مي كنيم. يعني اگر تفكرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي كنيم و اگر تفكرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود در ژيرامونمان را جذب مي كنيم.راستي انرژي مثبت چيست؟

انرژي مثبت اساساً همان چيزي است كه در ذهن خود تصوري درست از آن داريم؛ يعني همان نور- خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - اميدواري و...

و به همان اندازه انرژي منفي همان چيزي است كه در ذهن خود تصويري درست از آن نداريم؛ تاريكي و ظلمت ونفرت(كه مهمترين سلاح براي شيطان به شمار مي رود) بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه .

اين دو انرژي مثبت و منفي در مخالفت از همديگر فعاليت مي كنند و ضد يكديگر و زماني ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند. هر چيز مثبت ، مثبت خود را جذب مي كند و هر چيز منفي ، منفي خود را . نور در جستجوي نور است و ظلمت شيفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت يا كاملاً منفي بشويم كم كم به سراغ اشخاصی مي رويم و جذب مي شويم كه مانند خود ما هستند. اما نبايد فراموش كرد كه ما خود مثبت و يا منفي را انتخاب مي كنيم . صرفاً با تفكر انديشه هاي مثبت و بيان مطالب خوب و مثبت قادر مي شويم انرژي مثبت را به خود جذب كنيم . زيرا انسان با بيان مطالبي ، قادر است ميدان انرژي اطراف بدنش را تحت تأثير قرار دهد . زيرا قدرتي عظيم در افكار و انديشه هاي ما نهفته است و اين خود ما هستيم كه محيط اطرافمان را با افكاري كه در ذهن داريم ، مي آفرينيم .

روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما (منفي) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان كه مانند كشت گياهان است و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.

حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.

بر گرفته از : در آغوش نور « بتی جین ایدی » - زهره كوليوند

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 | 21:7 | نویسنده : محسن

 

 

اگر سعی کنی برای همه کس همه چیز باشی

برای هیچ کس هیچ چیز نمی شوی

سعی کن خودتو خوب بشناسی و هر پیشنهاد کاری و یا عشقی یا هر موضوع دیگه ای که بهت شد زود قبول نکنی.... اون چیزی رو قبول کن که تو براش ساخته شدی و تک تک سلولای وجودیت رو اغنا و ارضا میکنه....نه صرفا بخاطر پول و بیکار نبودن و تنها نبودن و....

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 | 14:35 | نویسنده : محسن

درست همان‌طور که چیزی‌های مورد علاقه و یا چیزهایی که از آنها متنفریم، اغلب اوقات ذهن‌مان را به تسخیر خود در می‌آورند، ما نیز دقیقاً همان چیزها را به سمت خود جذب می‌کنیم. آیا تا به حال برای‌تان پیش آمده که برای اولین بار بهترین لباس‌تان را بپوشید و همان موقع هم بلایی سرش بیاورید؟ درست همان وقتی که با خود فکر می‌کردید «می‌خواهم این لباس زیبا حتی یک لک رویش نیفتد و کثیف نشود» اما ناگهان خودنویس داخل جیب لباس‌تان یک لکه بزرگ آبی رنگ روی جیبش نقاشی می‌کند.

خانم الف در طول هفت سال، پنج بار تصادف کرده بود. او سرانجام متوجه شد که بقدری از اینکه تصادف کند وحشت داشته و آنچنان افکارش را روی این ترس متمرکز کرده که در نهایت چیزی را که نمی‌خواسته، به سمت خود کشیده است. حتی اگر به ذهن خود بگوییم: «من نمی‌خواهم فلان اتفاق بیفتد». دقیقاً به سمت آن کشیده خواهیم شدچون ذهن قادر نیست از چیزی بگریزد، بلکه فقط می‌تواند به سمت آن جذب می‌شود.

افراد موفق به سمت موفقیت کشیده می‌شوند
این اصل درباره بیماری و فقر نیز صادق است. اگر همواره به چیزهای بد و ناخوشآیند فکر کنیم، درموردشان حرف بزنیم و یا کتاب بخوانیم، به‌طور ناخودآگاه به سمت‌شان جذب می‌شویم. افراد موفق به سمت موفقیت کشیده می‌شوند، در حالی‌که افراد بازنده و شکست‌خورده در حال گریز از ناملایمات هستند.

اگر فقط یک اصل برای اینکه بتوان یک فرد شکست خورده را به یک فرد موفق تبدیل کرد وجود داشته باشد، این است که: «افکارتان را بر روی چیزهایی متمرکز کنید که می‌خواهید». اما واقعیت این است که عده زیادی از مردم تمام زندگی‌شان را صرف غصه خوردن در مورد «چیزهایی که ندارند و چیزهایی که نمی‌خواهند، می‌کنند»این حالتی بسیار مایوس کننده و کسالت‌آور است که مسلماً همین نتایج را برای‌شان دربرخواهد داشت. ما باید روی چیزهایی که می‌خواهیم، تمرکز کنیم.

ترس از دست دادن
با بررسی بیشتر در این زمینه، به اصل تازه‌ای می‌رسیم: «ترس از دست دادن» وقتی بترسیم از اینکه چیزی را از دست بدهیم، در واقع خود را برای از دست دادن آن آماده  و خود را دقیقاً در آن موقعیت قرار می‌دهیم. این قوانین و اصول بر روابط انسانی ما نیز با همین ظرافت و دقت حاکم است و در مورد همسر، دوست، کیف پول، مسابقه و چیز‌های دیگر صدق می‌کند. اگر بترسیم که علاقه و عشق کسی را از دست بدهیم، فوراً خود را در این موقعیت خطرناک قرار می‌دهیم. ما باید همواره این اصل را به یاد داشته باشیم که: «به چیزهایی که داریم فکر کنیم و ازداشتن آن لذت ببریم و هرگز نگران از دست دادن‌شان نباشیم».

اندیشیدن به ترس
پس بیاید افکارتان را روی تمایلات‌تان متمرکز کنید. اندیشیدن به ترس آنها را به سوی‌تان می‌کشد و تبدیل به واقعیت می‌کند. اصل جذب ترس‌ها به راستی  شگفت‌آور است. این به معنای آن است که همواره برای رویارویی با ترس‌های‌مان فراخوانده می‌شویم تا بدین وسیله خود را رشد دهیم. اگر چیزهایی که از آنها می‌ترسیم، از ما فرار کنند، پس چگونه رشد خواهیم کرد؟ اگر هرگز با چیزی که از آن وحشت داریم روبه‌رو نشویم، چطور می‌توانیم به سوی تکامل قدم برداریم؟

اعتماد به نفس
باتوجه به اصل ترس از دست دادن، قانون هستی همواره  ما را به اینکه اعتماد بنفس داشته باشیم و روی پاهای خود بایستیم، تشویق می‌کند. اگر معتقد باشیم که از دست دادن بعضی چیزها زندگی مان را از هم می‌پاشد و دائماً به آن فکر کنیم، شاید در این‌ صورت دنیا هم تصمیم بگیرد و به ما نشان دهد و ثابت کند که اینطور نیست و بدون آنها هم قادر به زندگی کردن هستیم! شرایط و رویدادهای اطراف ما همواره ما را یاری می‌کنند تا خود را قوی‌تر کنیم و نیروی بیشتری برای رویارویی با مشکلات به دست آوریم.

هنگام رویارویی با ترس، ترس ناپدید می‌شود
اصل شگفت‌انگیز دیگر این است که اغلب وقتی ما جرأت و جسارت رویارویی با مشکلات را پیدا می‌کنیم، ناگهان آنها از بین می‌روند و محو می‌شوند و دیگر نیازی برای روبه‌رو شدن با آنها نداریم.همین که جرأت پیدا می‌کنیم تماس تلفنی را که برای‌مان خیلی سخت بوده، انجام دهیم با رئیس‌مان روبه‌رو شویم و یا از چیز باارزشی صرف‌نظرکنیم، اغلب همان موقع لزوم انجام دادن آنها از بین می‌رود. همچنین می‌دانیم که اغلب وقتی تصمیم می‌گیریم در مقابل ترسی ایستادگی کنیم، آن ترس بلافاصله از بین می‌رود. حتماً شما نیز این تجربه را داشته‌اید که انجام کاری به نظرتان دلهره‌آمیز و سخت بوده است، ولی وقتی دست به انجامش زده‌اید، فهمیده‌اید که ترس و سختی کار نصف چیزی بوده که شما تصور می‌کردید. این اتفاق بیشتر در مورد گفتن حقیقت و اعتراف به اشتباه و گناه رخ می‌دهد. خود شما تاکنون چندبار به این نتیجه رسیده‌اید که فکر کردن به این مسائل بسیار سخت‌تر از انجام‌شان بوده است؟

طناز تنکمانی کارشناس ارشد روانشناسی

منبع:زیبـاشـو دات کام



تاريخ : شنبه بیستم مهر 1392 | 17:16 | نویسنده : محسن
 

 

حاصلضرب "توان" در "ادعا" مقداری ثابت است...
هرچه "توان" انسان کمتر باشد "ادعا"ی او بیشتر است
و هرچه "توان" انسان بیشتر شود "ادعا"یش کمتر میگردد!

 



تاريخ : پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 22:59 | نویسنده : محسن

ضریب توکل شما چقدر است؟

جامعه > شهری - ذوالفقار دانشی

دکتر محمد دورعلی، استاد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف هر سال در اولین جلسه درس طراحی اجزای 1 ماجرایی را با رویکرد طنز تعریف می‌کند که این یادداشت را با (نقل به مضمون) آن آغاز می‌کنم. 
«برای آن‌که سازه‌ای را طراحی کنیم، ابتدا تمام شرایط محیطی را بررسی می‌کنیم، دامنه تغییرات را مشخص می‌کنیم و سازه را طوری طراحی می‌کنیم که بتواند با اطمینان کافی در برابر تمام این عوامل و شرایط محیطی پایدار بماند. مثلا فرض کنید می‌خواهیم سدی بر روی رودخانه‌ای احداث کنیم. یکی از کارهایی که باید انجام شود، این است که شدت سیلاب و طغیان رودخانه را در طول تاریخ بررسی کنیم. مثلا رودخانه‌ای وجود دارد که طبق بررسی‌های آماری هر 150 سال یک‌بار سیلاب وحشتناکی در آن اتفاق می‌افتد. اگر بخواهیم این سد را به‌طور اصولی طراحی کنیم، می‌بایست آن را طوری بسازیم که در برابر این سیلاب احتمالی مقاومت داشته باشد؛ اما این کار نیازمند استحکام بیشتر سازه و بالتبع صرف هزینه‌های بیشتر است. به همین دلیل، برخی مهندسان در زمان طراحی این‌طور فرض می‌کنند که انشاءا... چنین اتفاقی نمی‌افتد و در طول عمر این سد، چنین سیلابی رخ نخواهد داد. این‌طور می‌شود که مهندسان با اعمال ضریب توکل بسیار زیاد در طراحی، سد را می‌سازند. اما در همان روزهای اول بارندگی شدیدی اتفاق می‌افتد و آن سیلاب عظیم به راه می‌افتد و سد را می‌شکند.»

مطالعه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 20:36 | نویسنده : محسن
نورونهای آينه ای (Mirror Neuron)
نورونهای آينه ای (Mirror Neuron)

در سالهای اخیر تحقيقات گسترده ای توسط نوروفيزيولوژيست ها انجام گرفته كه بخوبی اثر مشاهده را در ایجاد رفتار متقابل مشابه با نيت عمل كننده در مشاهده گر اثبات نموده است. دستاوردهاي اين تحقيقات مي تواند در حيطه هاي مختلفي از جمله برنامه هاي تربيتي و آموزشي و همچنين درك چگونگي شكل گیري همدلی و در مرحلة بعد درك شرايط تأثیرگذاری بر ديگران بخصوص با هدف درمانگری مورد استفاده قرار گیرد.

مطالعه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دهم مرداد 1392 | 23:25 | نویسنده : محسن

آينده را دگرگون کنيد

پيشنهادهايى براى كسب اعتماد به نفس (1)

موفقيت

درباره ي اعتماد به نفس و اهمّيت آن در زندگى فردى و اجتماعى ، بسيار خوانده و بسيار شنيده ايم . اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است از همه زندگى گذشته او .

اعتماد به نفس ، چيزى نيست جز مجموعه شكست ها و موفّقيت هاى فرد و ارزيابى آنها . در نتيجه ، اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است كه او از خود دارد ، تصويرى كه در يک شب حاصل نشده است و لذا در يک شب نيز نمى توان آن را دگرگون كرد.

 

در اين جا نمى خواهيم درباره ي اهمّيت اعتماد به نفس و نحوه ي شكل گيرى آن سخن بگوييم ، بلكه مى خواهيم راهى براى بهبود و افزايش آن ارائه كنيم و پيشنهادهايى براى پديد آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماييم . امّا قبل از بيان برخى دستورالعمل ها ، لازم است كه بر چند نكته تأكيد كنيم  :

 

- با خودتان روبه رو شويد !

اوّلين شرط افزايش اعتماد به نفس ، آن است كه دقيقاً با خودتان روبه روى شويد و ببنيد كه خودتان را چگونه ارزيابى مى كنيد ، چه نمره اى به خودتان مى دهيد و كدام جنبه ويژگى خود را بيشتر يا كمتر مى پسنديد . بدون چنين ارزيابى اى از خود و مواجهه با خويشتن ، هر كوششى نافرجام خواهد ماند.

 

- نيازمند زمان و كوشش هستيد

دومين نكته آن است كه اعتماد به نفس يا تصويرى كه از خودتان داريد ، محصول ساليان گذشته زندگى شماست و به تدريج ، به چنين صورتى درآمده است . تغيير و اصلاح آن نيز نيازمند زمان و كوشش است . اين سخن ، به معناى نااميد ساختن افراد نيست ، بلكه بدين معناست كه شناخت واقعيت ، در اين جا بسيار ضرورى است . مهم آن است كه واقعيّت را آن گونه كه هست ، بشناسيم و سپس در پىِ اصلاح آن برآييم . سفرهاى طولانى نيز با گام هاى نخستين آغاز مى شوند.

 

- هر حركت موثر است

سومين نكته آن است كه هر حركت ما و هر روز كه از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند گامى به سوى كسب اعتماد به نفس كامل باشد . فراموش نكنيد كه هنوز شخصيّت آرمانى و فردايى شما آفريده نشده است ، چرا كه هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان و زندگى مى توانيم الگوهاى شخصيّتى خود را دگرگون كنيم و اعتماد به نفس مطلوب خود را كسب كنيم.

حال با توجّه به اين چند نكته ، به توصيه هايى اشاره مي كنيم كه مى تواند به شما كمك كند تا اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد و تصوير مطلوب خود را بيافرينيد . در اين مقاله به دو مورد از آنها اشاره مي كنيم و در مقاله ي بعد 4 توصيه ي مهم و كاربردي ديگر را مورد بررسي قرار خواهيم داد :

 آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .

1 . گذشته را بپذيريد ، آينده را دگرگون كنيد

گذشته را به هيچ وجه نمى توان تغيير داد ، امّا آينده هنوز آفريده نشده است . در حقيقتْ آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .

نخستين گام در جهت كسب اعتماد به نفس ، پذيرش همين واقعيّت ساده است .

از آن جا كه گذشته ، گذشته است و آن را به هيچ روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نبايد چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شكست هاى گذشته نيست (چرا كه اين كار ، خود، قدم بلندى است براى رشد خويشتن)، بلكه مقصودْ آن است كه در بندِ گذشته نباشيم و آن قدر خطاهاى گذشته خود را بزرگ نكنيم كه ما را از ديدن آينده باز دارد .

به جاى اين نگاه گذشته نگر ، مى توان عاقلانه به گذشته نگاه كرد و پس از ارزيابى آن ، بر آينده متمركز بود و وقت خويش را صرف چيزى كرد كه توان آفريدن و دگرگون ساختن آن را داريم .

ما غالباً وقت و انديشه خود را صرف گذشته مى كنيم و در همان فضا زندگى مى كنيم و در نتيجه ، آينده خويش را نيز براساس همان گذشته اى كه از آن گريزان هستيم ، مى آفرينيم ، در صورتى كه بايد اين نگرش را تغيير داد و با نگاهى تازه  به خود و تجربيات گذشته ي خويش و قابليت هاى خود نگريست .

اين كار در آغاز، دشوار مى نمايد امّا با كمى تمرين مى آموزيم كه صادقانه با خطاهاى خود رو به رو شويم و حتى اگر لازم شد ، فيلسوفانه بر خويشتن بخنديم ، بى آن كه خود را تحقير كرده باشيم.

 

2 . محدوديت هاى خود را بشناسيد

لازم نيست كه هر يك از ما در همه ي زمينه ها سرآمد ديگران و به اصطلاح ، در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد . اين كمال طلبى افراطى و اين گونه انتظار داشتن از خويشتن ، ريشه در نشناختن خود دارد و آن روى سكّه بى اعتمادى است.

كسى كه خود را در آينه واقعيّت ديده است ، توانايى هاى خود را در كنار ضعف هاى خود ، پذيرفته است و به همين دليل ، اعتماد به نفس پيشرفته اى دارد .

براى مثال ، چنين كسى ممكن است خود را در رياضيات فوق العاده ، در ادبيات متوسط و در ورزش ضعيف بداند . او با دانستن اين سه واقعيّت ، ديگر نه خود را مى فريبد و نه به خود لطمه مى زند ، مى داند كه در كجا سرمايه گذارى كند و در چه مسائلى جولان دهد.

پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.

امّا اگر شخصى بى آن كه ارزيابى درستى از خود داشته باشد ، بخواهد در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد ، بى شك در همه ي عرصه ها عقب خواهد افتاد .

يكى از كسانى كه نخستْ تصوّر غلطى از خود داشت و مى خواست در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر اين خصلت كمال طلبىِ افراطى خود پيروز شود ، مى گويد :

من دلْ مشغول كيفيت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت كار كنم ، امّا نمى خواهم كه در هر زمينه اى چنان سخت كار كنم كه هيچ كارى خوب از آب در نيايد و من دچار احساس شكست خوردگى شوم.

بنابراين ، پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.

با ضعف هاى خويش نيز چون قاضىِ عادلْ رفتار كنيد ، يا به تعبير بهتر ، همچون پزشكى باشيد كه مى خواهد بيمارى را درمان كند .

لازم نيست كه به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفّر باشيد و به سبب آن ضعف ، خود را تحقير كنيد . كافى است بخواهيد كه آن ضعف نباشد و درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه كه اهمّيت دارند ، ببينيد و به تدريج آنها را برطرف سازيد.

 

ادامه دارد ...

منبع : بخشي از كتاب " روابط انساني: اصول و تمرينات " – نويسنده :  بارى ريس و روندا برانت

ترجمه : سيد حسن اسلامى

 



تاريخ : پنجشنبه دهم مرداد 1392 | 23:21 | نویسنده : محسن

تخیل آرزوها

پیشنهادهایى براى كسب اعتماد به نفس (2)

انسان

 

اعتماد به نفس در هر كس ، تصویرى است كه  از خود دارد . تصویرى كه در یک شب حاصل نشده است و لذا در یک شب نیز نمى توان آن را دگرگون كرد.در این جا نمى خواهیم درباره ی اهمّیت اعتماد به نفس و نحوه ی شكل گیرى آن سخن بگوییم ، بلكه مى خواهیم راهى براى بهبود و افزایش آن ارائه كنیم و پیشنهادهایى براى پدید آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماییم . در مقاله ی قبل به دو مورد از آنها شد : " گذشته را بپذیرید ، آینده را دگرگون كنید" و " محدودیت هاى خود را بشناسید" .

حال در این مقاله 4 توصیه ی مهم و كاربردی دیگر را مورد بررسی قرار می دهیم :

1- نتایجى را كه مى خواهید ، مجسّم كنید.

آرمانى را كه در ذهن خود دارید ، آینده اى را كه مى خواهید بیافرینید ، موقعیّتى را كه مى خواهید كسب كنید و ...، دقیقاً در ذهن خود مجسّم كنید و آنها را به صورت تصویرى بیافرینید .

 

مقصود ، خیالبافى بى اثر نیست بلكه هدفْ آن است كه تصویر روشنى از آنچه مى خواهید به دست آورید داشته باشید. این كار ، به شما كمك مى كند تا انرژى خود را بر آن هدفْ متمركز كنید .

فراموش نكنید كه رؤیاى امروز ، واقعیت فرداست و همه ی اختراعات ، نخست به صورت خیال و تصور بوده اند . این برخورد تصویرى با همه آرمان ها و اهداف ، براى شما مفید است و یارى تان مى دهد تا كم كم ، زمینه هاى عینى دستیابى به آنها را فراهم سازید .

 

 نویسنده كتاب تجسّم خلّاق مى گوید:

تخیّل ، توانایى آفریدن ایده اى یا تصویرى ذهنى در ذهن شماست . در تجسّم خلّاق ، تخیّل خود را براى آفریدن آنچه در آرزویش هستید ، به كار مى گیرید . سپس همواره بر آن ایده یا تصویر ، متمركز مى شوید و آن را تقویت مى كنید ، تا آن كه جامه ی واقعیت به تن كند و آنچه را خواسته اید ، به دست آورید .

 

بسیارى از انسان ها ، از این طریق توانسته اند به اهداف خود دست یابند. مهم این است كه شما ببینید كه چه تصویرى از اعتماد به نفس كامل دارید و سپس خود را در وضعى تصوّر كنید كه داراى آن ویژگى ها هستید.

این كار، به تدریج به شما كمك مى كند تا اعتماد به نفس مطلوب خود را به دست آورید. اگر هم مى خواهید از شرّ خصلتى رها شوید ، خود را در حالتى تصوّر كنید كه از آن خصلت ، هیچ اثرى در شما نیست . همین تصویر و تكرار آن و انجام دادن تمرین هاى اصلاحى دیگر ، به شما كمك مى كند تا از آن خصلت ناخوشایند ، رها شوید . این كار ، خیال پردازى بى خاصیت نیست ، بلكه واقعیّت روانشناختى پذیرفته شده اى است كه به بسیارى كسان ، یارى رسانده است.

 

2-  درباره ی اهدافتان با خود گفتگو كنید.

 اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .

اهداف خودتان را به صورت جملاتى مشخّص درآورید و آنها را به خودتان بگویید . این « به خود گویى» باید به صورت مثبت باشد . آدم بى هدف ، مانند مسافرى است كه وارد پایانه مسافربرى مى شود و گرچه در آن جا اتوبوس هاى فراوانى است ، امّا چون نمى داند به كجا مى خواهد برود ، نمى تواند سوار هیچ یك از آنها شود . هر كس باید اهداف خود را مشخّص سازد و آن گاه ، آنها را به صورت جملات مثبت درآورد و مرتّب براى خودش تكرار كند.

این كار ، چندان دشوار نیست . نخست براى خودتان اهداف واضح و معیّنى وضع كنید . این اهداف را به بلند مدّت و كوتاه مدّت تقسیم كنید ، آنها را بنویسید و آن گاه براى خود ، تكرار كنید و سپس در ذهن خود ، مجسّم سازید و ذهن خود را بدان ها مشغول كنید .

این اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .

 كافى است هدف ، كمى دور از دسترس باشد ، تا نیرو و توان شما را بسیج كند . این اهداف ، در آغاز مى تواند معقول ، كوتاه مدّت و حتى ساعتى باشد .

اهداف معقولى براى هر ساعت ، هر روز و هر هفته وضع كنید ، امّا اهداف بلند مدّت نیز در ذهن خود داشته باشید . موفّقیت در اهداف كوتاه مدّت ، شما را براى دست یافتن به اهداف بلند مدّت تر تشویق مى كند و انگیزه ی تلاش را در شما بیدار مى سازد . همواره این اهداف را به خود یادآورى كنید ، تا بخشى از ضمیر ناخودآگاه شما گردد و گوشه اى از شخصیّت شما شود . شما با این كار ، خود را براى تحقّق این اهداف ، شرطى مى سازید .

هنگامى كه مى خواهید اهداف خویش را به صورت جملات تأكیدى و مثبت درآورید ، به این نكات توجّه داشته باشید:

الف) جملات را در قالب اوّل شخص مفرد درآورید ، مانند : من مى خواهم ...

ب) در جملات خود ، فعل مربوط به زمان حال را به كار ببرید ، مانند : من تصمیم دارم ، من احساس مى كنم و ...

ج) نتایج نهایى اى را كه مى خواهید به دست آورید ، توصیف كنید و بر جنبه مثبت هدف خود تأكید كنید ، نه جنبه منفى آن .

 

3-  تصمیم گرفتن را تمرین كنید

اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج  داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.

روانشناسان ، نشان داده اند كه كودكانى كه در سال هاى اوّلیه زندگى خود ، تشویق شده اند تا براى خود تصمیم بگیرند ، از دیگر كودكانى كه این موقعیّت را نداشته اند ، در اعتماد به نفس، رتبه بالاترى كسب كرده اند. تمرین تصمیم گیرى ، به شما كمك مى كند تا نسبت به قدرت قضاوت خود ، اطمینان بیشترى به دست آورید و در نتیجه ، اعتماد به نفس كامل ترى كسب نمایید.

زندگى سراسر ، عرصه تصمیم گیرى است و ما لحظه اى را بى آن از سر نمى گذرانیم و از بامداد تا شامگاه و در همه جنبه هاى زندگى ، ناگزیر از تصمیم گیرى هستیم . اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج  داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.

 

مهم نیست كه در چه زمینه اى تصمیم بگیریم. مهم ، تمرین تصمیم گیرى است . یادمان باشد كه قضاوت درست ، نتیجه تجربه است و تجربه ، خود ، نتیجه چندین قضاوت نادُرست .

بنابراین ، از هر فرصتى براى تصمیم گیرى استفاده كنید و این نیرو را در خویش پرورش دهید . تصمیم گرفتن ، مستلزم خطرپذیرى و احساس مسئولیت است . لذا اگر هم نتایج تصمیم شما خوشایندتان نبود ، مسئولیت آن را بپذیرید.

 

4- در برخى زمینه ها متخصّص شوید.

آگاهى عمومى ، لازمه ی زندگى فردى و اجتماعى است ، امّا كافى نیست .

براى پیشرفت در زندگى فردى و حرفه اى ، شما باید در زمینه هایى متخصّص و منحصر به فرد باشید . این زمینه ها ، هر چیزى مى تواند باشد . شما با توجّه به علائق خود ، بهتر است در برخى رشته ها تا مرحله تخصّص پیش بروید .

همین نكته كه شما چیزى مى دانید كه دیگران نمى دانند و توانایى كارى دارید كه دیگران آن توانایى را ندارند ، به شما اعتماد به نفس فوق العاده اى مى بخشد .

هر تخصّصى و در هر زمینه اى ، سنگ بناى برآوردن اعتماد به نفس ارزنده شماست . شما مى توانید در عرصه زبان ، حرفه ، تجارت ، فرهنگ ملّى ، ادیان و یا هر عرصه دیگرى ، متخصّصى شوید كه دیگران به قضاوت شما در آن عرصه احترام بگذارند . موقعیّت سنّى یا تحصیلى و یا شغلى هم در این مسئله هیچ نقشى ندارد و شما در هر شرایطى مى توانید به دنبال یك یا چند تخصّص باشید . به تعبیر دیگر ، باید از گهواره تا گور، دانش جست . لازمه این كار ، داشتن آمادگى براى آموختن و صرف وقت و سرمایه گذارى براى پیشبرد تحصیلات و تخصّص خویش است .

باید «آموزش مداوم» را به عنوان یك اصل در زندگى خویش بپذیریم و آن را براى كسب موفّقیت در زندگى فردى و حرفه اى و اجتماعى خویش به كار گیریم و شعار « آموزش در همه مراحل زندگى » را دستورالعمل خود سازیم.

 

منبع : بخشی از كتاب " روابط انسانی: اصول و تمرینات " – نویسنده :  بارى ریس و روندا برانت

ترجمه : سید حسن اسلامى



  • قیمت ارز بازار آزاد
  • پنس